این روزهای من!!
* این روزها؛ دلم خلوتی سفید در فیروزه ای کاشی ها را می طلبد. می شنوم امسال صدای دعوتت را؟
* این روزها؛ کسی در درونم فریاد می زند:" و دیگر آسمان را نخواهی دید." چقدر دلم هوای "بیوتن" امیرخانی را کرده!!!
* این روزها؛ بالم را و حالم را گم کرده ام. چه بد احوالیست!
* این روزها؛ دلم می گیرد از آدم هایی که با علم به اشتباه بودن مسیر، راهشان را می گزینند و زندگی شان را به حراج می گذارند.
* این روزها؛ واژه ها ذهنم را به بازی گرفته اند به امید سرودن بیتی!
* این روزها؛ نمازم دیگر نماز نیست. قنوتش دیگر صدای دل را به آسمان پر نمی دهد. تنها نشانه ای شده برای گم نکردن رکعتها!!
* این روزها می توانست شیرین ترین خاطراتم باشد. اما تو نخواستی و گفتی صبر کن... و صبر کردم... دیدم ثمرش را. شیرین بود. مثل جریان خون در رگ خشکیده... زنده شدم.
* این روزها؛ دلم می خواهد باز هم زنده شوم... معجزه ای می فرستی؟؟
* این روزها؛ دلم بهانه می گیرد... بهانه هایی غریب... بهانه هایی قریب...

نظرات ()
