دل نوشته ها

يا من بابه مفتوح للطالبين

این روزهای من!!

* این روزها؛ دلم خلوتی سفید در فیروزه ای کاشی ها را می طلبد. می شنوم امسال صدای دعوتت را؟

* این روزها؛ کسی در درونم فریاد می زند:" و دیگر آسمان را نخواهی دید." چقدر دلم هوای "بیوتن" امیرخانی را کرده!!!

* این روزها؛ بالم را و حالم را گم کرده ام. چه بد احوالیست!

* این روزها؛ دلم می گیرد از آدم هایی که با علم به اشتباه بودن مسیر، راهشان را می گزینند و زندگی شان را به حراج می گذارند.

* این روزها؛ واژه ها ذهنم را به بازی گرفته اند به امید سرودن بیتی!

* این روزها؛ نمازم دیگر نماز نیست. قنوتش دیگر صدای دل را به آسمان پر نمی دهد. تنها نشانه ای شده برای گم نکردن رکعتها!!

* این روزها می توانست شیرین ترین خاطراتم باشد. اما تو نخواستی و گفتی صبر کن... و صبر کردم... دیدم ثمرش را. شیرین بود. مثل جریان خون در رگ خشکیده... زنده شدم.

* این روزها؛ دلم می خواهد باز هم زنده شوم... معجزه ای می فرستی؟؟

* این روزها؛ دلم بهانه می گیرد... بهانه هایی غریب... بهانه هایی قریب...

 

   + رها ; ۱٢:۱۱ ‎ب.ظ ; شنبه ٢٩ فروردین ۱۳۸۸
comment نظرات ()